بهار جانها بیا بیا



![]() |
|
|
السلام علی ربیع الانام و نضره الایام...
موضوع: خبرهای جهان اسلام
چهارشنبه پنجم فروردین 1388 17:16 نوروز و روزی نو!
سلام بر بهار مردمان و شادابی روزگاران! بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند! سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند تو بیائی همه ثانیه ها ،ساعت ها از همین روز ،همین لحظه ،همین دم ،عیدند! این بهار، این سال ، و این نوروز را با یاد تو آغاز می کنیم تا ظهورت را در همین بهار در آغوش گیریم و آن "روز نو" را در روز های همین نوروز ، شاهد باشیم و " شادابی روزگاران" را در سایه سار" بهار مردمان" نظاره کنیم! السلام علی ربیع الانام و نضره الایام... رسم "بهاری بودن" در خزان های دیر پا،به ما آموخته است گوهر انتظار را آنچنان در قلب های خود نگهبانی کنیم که هر روز درخشان تر شود و یاءس و نا امیدی را آنچنان جواب کنیم که فرسنگ ها از ما دور شودو به مرگ گراید! سالی را آغاز می کنیم که می خواهیم سرشار از توفیق خدمتگزاری باشد و همراه با عبودیت و تلاش ، تا لبخند مهر از این مرزبانی بر چهره مولای زمان بنشیند و تبسم رضایت او _که رضای الهی است_قرین کارنامه مان شود... نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | داستان عبرت انگیز مردی كه هتك حرمت كرد!
موضوع: امام حسن عسکری(ع)
چهارشنبه پنجم فروردین 1388 0:14 حاج جواد صباغ كه از معتبرترین تجار و معتمد سامرا بود حكایت كرده كه سید علی نامی بود كه سابق بر این از جانب وزیر بغداد حاكم سامرا بود. او از زوار غیر عرب نفری یك ریال بود میگرفت تا رخصت زیارت و دخول در حرم عسكرین علیهما السلام دهد و برای مشخص شدند آنانكه وجه را پرداختهاند مهری به ساق پای ایشان میزد تا دفعات دیگر كه داخل روضه میشوند نشان باشد. روزی بر در صحن مقدس نشسته بود و سه نفر ملازم او هم ایستاده و چوبی بلند در پیش خود نهاده و قافله زواری از عجم وارد شده بود پای هر یك را مهر میكرد و وجه را میگرفت و رخصت دخول میداد. در این میان جوانی از اخیار عجم به همراه زنش كه از جمله اهل شرف و ناموس و حیاء و جمال بود آمد. جوان دو ریال داد، سید علی ساق پای آن جوان را مهر كرد و گفت: ساق آن زن را نیز باید مهر كنم . جوان گفت: هر دفعه كه این زن آمد یك ریال میدهد و نیازی به این فضیحت نیست! سید علی گفت: ای رافضی بی دین! عصبیت و غیرت میكنی كه ساق پای زن تو را ببینم!! گفت: اگر در میان این جمعیت، غیرت كنم اشتباه نكردهام. سید علی گفت: ممكن نیست تا ساق پای او را مهر نكنم اذن دخول بدهم . آن جوان دست زن را گرفته و گفت: اگر زیارت است همین قدر هم كافی است و خواست برگردد، سید علی گفت: ای رافضی! گفته من بر تو گران آمد؟ و در همان لحظه چوبی بر شكم زن زد. زن بر زمین افتاده و جامه او پس رفته بدن او نمایان شد، جوان دست زنش را گرفته، بلند كرد و رو به روضه مقدسه كرد و گفت: اگر شما بپسندید بر من نیز گوارا است! و به منزل خود مراجعت نمود. حاجی جواد گفت: بعد از گذشتن سه، چهار ساعت شخصی به تعجیل نزد من آمده كه مادر سید علی تو را میخواهد تا من روانه میشدم دو سه نفر دیگر آمدند. من به تعجیل رفتم و وقتی رسیدم مرا به اندرون خانه بردند، دیدم سید علی مانند مار زخم خورده بر زمین میغلطد و امان از درد دل میكند و عیال او در دور او جمع شده چون مرا دیدند مادر و زن و دختران و خواهرانش بر پای من افتادند عجز و زاری كردند كه برو و آن جوان را راضی كن و سید علی فریاد میكند كه: بارالها! غلط كردم و بد كردم. من آمدم تا منزل آن جوان را جستجو كردم و از او خواهش خشنودی و دعا به جهت سید علی كردم. گفت: من او او گذشتم اما "كو آن دل شكسته من و آن حالت؟" مغرب كه به روضه عسكریین برای نماز مغرب و عشاء آمدم دیدم مادر و زن و دختران و خواهران سید علی، سرهای خود را برهنه كرده و گیسوهای خود را بر ضریح مقدس بسته و دخیل آن بزرگوار شدهاند و فریاد سید علی از خانه او به روضه میرسید، من مشغول نماز شدم و در بین نماز صدای شیون از خانه سید علی بلند شد كه او مرده است. ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | یک مبلغ شيطانپرستي دستگير شد
موضوع: خبرهای جهان اسلام
چهارشنبه پنجم فروردین 1388 0:10 رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي فارس گفت: مبلغ شيطانپرستي در استان فارس دستگير شد. ادامه مطلب نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|