تبليغاتX
:: بهار جانها بیا بیا ::  

تا نیایی گره از کار بشر وا نشود ----- درد ما جز به ظهور تو مداوا نشود



سلام دوستان

امروز می خوام یه ذره حرف دلمو بزنم. من از علاقه مندان پراپاقرص سایت تبیان بودم ولی امروز یه مطلبی رو تو این سایت دیدم که نشان از تعصب کورکورانه این سایت می داد. این دومین اشتباه از این عزیزان!!! هست که نمی دونم کی می خوان اصلاحش کنن.

۱.اشتباه اول رو می تونید اینجا ببینید که الان سوال رو برداشتن و هیچ اشاره ای هم به اشتباهشون نکردن که آزر که عموی حضرت ابراهیم(ع) بود رو پدربزرگش خونده بودن که در نوع خودش تهمت به شمار می آد. من بارها بهشون تذکر دادم ولی کو گوش شنوا!!!!!

۲. امروز داشتم قسمتی که مربوط به یادنامه مرحوم ایت الله ابوالحسن اصفهانی (ره) بود رو می دیدم ، دیدم یه جا نوشته: نظر ایشون در مورد قمه زنی. بعد که رفتم در ابتدا با این عکس

که همه رو یاده اراذل و اوباش می ندازه مواجه شدم که بسیار منو ناراحت کرد. آخه یعنی اینا اینقدر نمی فهمند که این عکس رو با قمه زنانی که حالا از روی عشق یا هر چی برای امام حسین(ع) عزاداری می کنن نباید یکی کرد؟؟؟  شایدم نمی فهمن. (تبیانی ها چاقو و ساتور باره قمه زنآ نیست ، باره قمه کش هاست.)

بعد با جبهه گیری علیه قمه زنی و آوردن این مطلب که آیت الله بهجت هم که شاگرد ایت الله ابوالحسن اصفهانی بودن با قمه زنی مخالفن ، تعصب خودشون رو از روی ناآگاهی نشون دادن. کافیه عزیزان به سایت آیت الله بهجت که اینجا  لینکشو براتون گذاشتم مراجعه کنید و استفتاء شماره ۱۸۳۰ رو بخونید که نشون می ده آیت الله بهجت با این عمل مخالفت ندارد و آنرا فی نفسه بدون اشکال می داند. و اینهمه مراجع عظام دیگر که الان در قید حیاتن.

ای خدا به ما چشمانی عنایت فرما که بی تعصب به همه چیز بنگریم.

+نوشته شده درچهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 16:12 توسط محمد علی |

+نوشته شده دریکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 15:30 توسط محمد علی |

اعظم الله اجورکم یا بقیه الله

یا صاحب الزمان(ع) ،بابا جان تسلیت باد بر شما شهادت یادگار خردسال کربلا

امام باقر(ع) ، فدایت شوم در آستانه غدیریم. از احساس جد بزرگوارت حسین ابن علی(ع) بگو هنگامی که پسمانده های سقیفه یک صدا در جواب او که فرمود من فرزند پیامبر خدا(س) هستم ، پس چرا خون مرا حلال می دانید؟ گفتند : بغضاً لابیک. دشمنی با پدرت امیرالمومنین علی(ع).

از درد و رنج عمه بزرگوارت زینب کبری(س) بگو ، آن هنگام که پیروان جبت و طاغوت وحشیانه به سوی خیمه گاه حمله ور شدند و آنها را به آتش کشیدند و غارت کردند گهوارۀ عموی ۶   ماه ات علی اصغر(س).

از حال رباب بگو ، وقتی تلذی علی اصغر(س) و ناخن به سینه کشیدن او صبر از کفش ربوده بود و درخواست خود را به سقای تشنه برد و او را به سوی علقمه راهی کرد ولی....  حرف دل سقا در بازگشت چه دلریش بود :

می کشم منت اگر تیر به چشمم بزنید           ولی ای قوم شما تیر به مشکم مزنید

از درد و دل پدر بزرگوارت بگو که سخت ترین مرحله این سفر پربلا را شام می دانست. راستی شام چگونه بود؟! راستی مجلس یزید... از حال عمه ۳ ساله ات بگو وقتی می دید که ملعون ازل و ابد با چوب خیزران....   حرف فراوان است امّا سوال آخرم از حال طفلان خرابه نشین است؟! از حال شما! راستی وقتی رأس مبارک جد بزرگوارتان را وارد خرابه کردند چه اتفاقی افتاد؟ فقط زبان حال جد بزرگوارتان را هنگامی که در آغوش دختر ۳ ساله اش جاگرفت را اینگونه شنیده ایم:

در دامن ناز دخترم افتادم           از شوق به پا نه با سرم افتادم

دیدم که رخش شده نیلوفر        یک لحظه به یاد مادرم افتادم

به امید آنروز که منتقم خون سیدالشهدا قدم بر چشمان گنهکار ما بگذارد...

+نوشته شده درشنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 12:50 توسط محمد علی |