بهار جانها بیا بیا



![]() |
|
|
حضرت عبدالعظیم حسنی، یادگار حضرت امام مجتبی (ع) در ری
موضوع: خبرهای جهان اسلام
دوشنبه هفتم آبان 1386 14:50
نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | تاریخچه فرقه ضاله بهائیت
موضوع: پاسخ به سوالات دینی و مسائل اعتقادی
شنبه پنجم آبان 1386 9:21
نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | پاسخ به شبهه
موضوع: پاسخ به سوالات دینی و مسائل اعتقادی
جمعه چهارم آبان 1386 19:54 جواب شبهات ايه ولايت در سوره مائده (1) انما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلات ويوتون الزكات و هم راكعون همانا ولی و سرپرست شما خدا و رسول او و کسانی اند که ایمان آورده و نماز بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند
در اين شان نزول و مطالب دیگر آيه مقاله اي در آرشيو وبلاگ داريم و در اين جا جواب شبهه ي مقاله اي از وبلاگ اهل سنت جنوب را مي دهم: شبهه "آيه با كلمه جمع آمده، و علي يك نفر است، گرچه ما ميپذيريم كه ممكن است كلمه به صورت جمع بيايد و منظور از آن واحد باشد، اما اصل اين است كه هر گاه كلمه به صورت جمع بيايد منظور از آن جمع است، مگر آن كه قرينهاي باشد و در اينجا قرينهاي وجود ندارد." جواب: شبهه .همان طور كه خود ايشان معترف اند در قران جاهايي هست كه با آن كه جمع آمده ولي مفرد منظور است مثل انفسنا و نساءنا در ايه مباهله كه با آن كه جمع هستند ولي مفرد انفسنا يعني علي( ع )ونساءنايعني حضرت فاطمه( س) صاحب الغدير در كتاب خود مواردي در قران كه جمعند ولي مفرد منظور است جمع آوري نموده است. واما احتياج به قرينه براي حمل بر مفرد در الذين در آيه ولايت همان رواياتي مي باشد كه نشان مي دهد در باره انگشتر دادن امام علي ع نازل شده است كه مفرد است نه جمع چه قرينه اي بهتر از اين همه روايت در شان نزول آن كه در اين جا مطرح مي كنيم : . الف: كساني از اهل تسنن كه ادعاي اجماع نموده در اين كه ايه در شان امام علي ع بوده است 1- تفتازاني م.793 ه.ق 2- قاضي الايجي در المواقف 1/405 3 -علامه قوشجي در شرح تجريد ص 368 افراد فوق ادعاي اجماع دارند كه ايه در شان امام علي ع بوده است از محدثين 1 :استاد بخاري معروف عبدالرزاق صنعاني 2-حافظ عبد بن حميد صاحب المسند 3-حافظ نسايي در الصحيح 4-طبري معروف صاحب تاريخ طبري 5-ابن حاتم رازي محدث معروف تسنن كه ابن تيميه تفسير اورا خالي از حديث جعلي مي داند 6-ابن عساكر دمشقي 7-خطيب بغدادي 8-ابوبكر بن مردويه اصفهاني 9-ابن جوزي حنبلي 10-ابوبكر هيثمي 11-سيوطي 12- متقي هندي در كنزالعمال الوسي در تفسير خود در نزد مفسرين اجماعي و در نزد غالب محدين اين ايه در شان امام علي ع بوده است در تفسير ابن كثير به صحت سند برخي از اين اخبار اعتراف شده است حسان ابن ثابت شاعر معاصر رسول الله صلي الله عليه و اله اين داستان را به شعر در اورده كه اين ايه در شان امام علي( ع) بوده است و الوسي در روح المعاني ان را اورده است فانت الذي اعطيت اذ كنمت راكعاً زكات فداك نفس يا خير راكع فانزل الله فيك خير راكعا ..................................................... با اين همه مدرك حرف ابن تيمه در كتاب منهاج السنه در جعلي بودن اين روايت تهمتي است به شعرا و مفسيرين شيعه و سني و محدثين شيعه و سني مخصوصاً سند حديث هم صحيح بوده كه ابن كثير به صحت ان اعتراف داشت . اگر اين همه مدرك دليل نباشد اهل سنت بر هيچ چيز ديگر نمي توانند اعتماد كنند زيرا ادله خيلي از مسائل آنها ضعيف تر از اين روايت اجماعي است ولي قبول دارند . اهل بيت (ع ) نيز كه معصوم اند اين مطلب را تاييد مي كنند . غدير نيز دليل تاييدي بر اين ايه است . زيرا رسول خدا در غدير و غير غدير امام علي ع را جانشين خود معرفي نمودند كه در ارشيو وبلاگ مقالات امن موجود است. ابن تيمه ان قدر فرد منحرفي است كه فقها تسنن حكم اعدام او را دادند و كشته شد . وي خدا را جسم مي داند و بر خلاف روايات نبي اسلام فتوا مي دهد. با استفاده از كتاب سيد علي ميلاني- ايه ولايت ص 10 به بعد ادامه دارد نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | درخواست
موضوع: خبرهای جهان اسلام
جمعه چهارم آبان 1386 19:28 بنده ناقابل از همه دوستان اهل تسنن درخواست می کنم تا با ارسال نامه و ایمیل از امام جمعه زاهدان برای مناظره با آقای قزوینی دعوت کنند .
من نمی دانم ایشان حتی برای اثبات درستی حرفشان حداقل کاری که می توانند بکنند مناظره با آقای قزوینی است پس چرا ... ؟؟؟ نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | فرار مولوي عبدالحميد از مناظره و دعوت مجدد ايشان براي مناظره و مباهله
موضوع: خبرهای جهان اسلام
چهارشنبه دوم آبان 1386 14:59
به دنبال دعوت اين جانب از جناب مولوى عبد الحميد براى مناظره و گفتگوى دوستانه پيرامون سخنان ايشان در نماز جمعه زاهدان، در سايت ويژه حوزه علميه زاهدان اعلام كردند كه ايشان حاضر به مناظره نيست بلكه آماده مباهله مى باشد و شاگردان ايشان با شرائطى، آمادگى خود را براى مناظره اعلام كرده اند. اينجانب ضمن احترام به جناب مولوى عبد الحميد اعلام مى دارم: 1 ـ همانگونه كه در اعلام قبلى اشاره شده، هدف اينجانب مناظره و گفتگوى دوستانه است نه جدل و مناقشه، جناب مولوى عبد الحميد و دوستانشان كه برنامه هاى اين جانب را در شبكه سلام و همچنين در همايش مذاهب در چابهار و زاهدان ديده، و يا شنيده اند به خوبى مى دانند كه اينجانب اهل جدل و مناقشه نيستم; بلكه براى اهل سنت احترام قائل هستم و بارها گفته ام كه اهانت به اهل سنت و مقدسات آنان، خلاف شرع و گناه نابخشودنى است. 2 ـ فرار از مناظره بر خلاف سيره أنبياء و علماى اسلام است كه در طول تاريخ در موارد اختلافى با يكديگر به گفتگو و مناظره مى پرداختند و قرآن كريم و تاريخ مملوّ از محاجّه و مناظره پيامبران و امامان و علماى شيعه و سنى است. 3 ـ ارجاع به شاگردان، نوعى فرار از مناظره و تحقير طرف مقابل و عدم رعايت شأن علمى و دور شدن از صفا وصميميت است. اگر هدف جناب مولوى عبد الحميد (العياذ باللّه) با فرستادن شاگردانشان، جدل و مناقشه بوده و مى خواهند با تحريك عواطف و احساسات، آتش اختلاف را در كشور شعله ور نمايند، اين كار نه تنها مخالف با نظر مقام معظم رهبرى مدّ ظله الوارف مى باشد كه امسال را سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى معرفى نموده; بلكه دست زدن به چنين كارى مخالف سيره أئمّة عليهم السلام و روش بزرگان شيعه و مراجع عظام تقليد است. از همه مهمتر اين كه در جهان امروز دشمنان اسلام، كمر به نابودى مسلمانان بسته اند و تمام تلاش خود را در جهت ايجاد اختلاف و تنش هاى مذهبى به كار مى برند، جدل و مناقشه دو گروه مذهبى خيانت به اسلام مى باشد. واگر آقاى مولوى عبد الحميد، شخصيتى شناخته شده و جهانى داشته و پيشواى مذهبى هستند، بايد با شركت در مناظره دوستانه و بدون جدل، عملاً راه و روش مناظره صحيح را به ديگر افراد آموزش دهند. از طرفى ايشان كه اظهار داشته اند: «مقتضاى عدالت اين را مى طلبد كه صدا و سيما افرادى را كه سنى شده اند را فرا بخواند و با آنها مصاحبه اى داشته باشد» اگر اين سخن درست باشد، جناب ايشان با حضور در مناظره، اين افراد را معرفى نمايد، تا أوّلا: مردم با اين افراد آشنا شوند و ثانياً: صدا وسيما زمينه حضور آنان را در كنار آقاى تيجانى فراهم نمايد. 4 ـ اگر ايشان واقعاً خود را پيشواى مذهبى مى دانند، چگونه به خود اجازه مى دهند در نماز جمعه نسبت به جناب آقاى تيجانى كه يك شخصيت بين المللى است و شرق و غرب عالم وى را مى شناسند، جسارت نموده و او را مجهول الحال معرفى نموده و سبب تشيعش را يك خواب بداند با اين كه ايشان در همان مصاحبه شبكه 3، به صراحت گفت: من سه سال تحقيق كردم و با شخصيتهاى متعدد شيعه بويژه شهيد صدر بحث كردم و آنگاه كه حقانيت مذهب شيعه برايم روشن شد، آن را پذيرفتم. و يا نسبت به جناب آقاى دكتر عصام العماد كه قبلا وهابى و شاگرد بن باز مفتى اعظم عربستان و فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض بوده و كتابى تحت عنوان «الصلة بين الإثني عشريّة وفرق الغلاة» در اثبات شرك شيعه تأليف كرده بود، ولى جناب مولوى عبد الحميد وى را از شيعيان يمن معرفى مى كنند. و يا تهيه كنندگان برنامه را افراد نا شايست و برنامه را ساختگى و جعلى و مجرى برنامه را بچه نادان معرفى كند. و با توجه به نكات ياد شده، ما از ايشان دعوت كرديم در يك مناظره وگفتگوى دوستانه شركت كنند و اگر دليل و يا شاهدى بر سخنان خويش دارند ارائه دهند كه با كمال ميل از او مى پذيريم و اگر معلوم شد كه مطالب ياد شده كه در نماز جمعه و از تريبون حكومتى پخش و در سايت اينترتى حوزه علميه زاهدان قرار گرفت، خلاف واقع و افتراء بوده، ايشان با كمال شجاعت از افراد عذر خواهى نموده و طلب پوزش نمايند. 5 ـ نسبت به مناظره در رابطه با موارد اختلافى ميان شيعه و سنى، اگر هر يك از مدرّسان محترم حوزه هاى علميّه اهل سنت و يا از اساتيد دانشگاهها كه موقعيت علمى آنان محرز باشد و اهل جدل و اهانت نباشند، آمادگى كامل خود را براى گفتگوى علمى، در جلسات كاملا دوستانه و صميمى اعلام مى نمايم. و معتقد هستم كه چنين جلساتى نه تنها به وحدت ميان امت اسلامى ضرر نمى زند; بلكه با گفتگوى علمى، بسيارى از بدبينى ها برطرف شده و زمينه وحدت و دوستى ميان شيعه و سنى بيش از پيش فراهم مى شود. و به تعبير شهيد مطهرى «آن چه نبايد صورت گيرد، كارهايى است كه احساسات و تعصّبات و كينه هاى مخالف را بر مى انگيزد، امّا بحث علمى سروكارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات». امامت و رهبرى، ص 21. و به تعبير حضرت آيت اللّه العظمى مكارم شيرازى: «آنچه مايه اختلاف و پراكندگى است، جرّ و بحث هاى تعصب آميز و غير منطقى و پرخاشگرى هاى كينه توزانه است. ولى بحث هاى منطقى و مستدل و دور از تعصّب و لجاجت و پرخاشگرى، در محيطى صميمانه و دوستانه، نه تنها تفرقه انگيز نيست، بلكه فاصله ها را كم مى كند، و نقاط مشترك را تقويت مى نمايد». پنجاه درس اصول عقائد، ص 227. 6 ـ اگر شاگردان جناب آقاى مولوى عبد الحميد آماده هستند كه با مناظره، حقانيت مذهب اهل سنت بر همگان آشكار نمايند; چرا تحقق اين مناظره را مشروط به پخش از كانال هاى تلويزيون رسمى كشور اعلام نمودند. و اگر راست مى گويند چرا در تلويزيون سلام كه شبكه جهانى است حاضر نمى شوند تا بجاى آن كه حقانيت مذهب اهل سنت را براى مردم ايران ثابت كنند، براى تمام مردم جهان ثابت نمايند. 7 ـ در رابطه با اعلام مباهله، أوّلا: همگان مى دانند كه مباهله در صورتى است كه بحثهاى علمى و منطقى به بن بست رسيده باشد، همانگونه كه رسول اكرم (ص) پس از بحث و مناظره با نصارى نجران و اصرار آنان بر عناد، پيشنهاد مباهله دادند. فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ... آل عمران. فخر رازى از علماى بزرگ اهل سنت مى گويد: (فَمَنْ حَاجَّكَ) بعد هذه الدلائل الواضحة والجوابات اللائحة فاقطع الكلام معهم وعاملهم بما يعامل به المعاند ، وهو أن تدعوهم إلى الملاعنة. تفسير الكبير، ج 8، ص 82. اين جانب مجدداً از جناب آقاى مولوى عبد الحميد با كمال احترام دعوت مى كنم كه خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و يقين كنند كه احترام هريك از طرف مقابل كاملا محفوظ و مقدسات هيچيك از طرفين مورد اهانت قرار نخواهد گرفت; زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است. وثانياً: اين جانب همانگونه كه به حقانيت وجود خداوند متعال و نبوت پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه وآله يقين دارم، به حقانيت مذهب شيعه نيز يقين دارم. و در اين عقيده آماده مباهله با هر فردى در سراسر جهان هستم و به نتيجه آن نيز كاملا آگاه هستم. ولى در عصر كنونى كه دشمنان قسم خورده اسلام، از ايجاد اختلاف ميان امت اسلامى و نابودى اسلام و مسلمين از هيچ كوششى دريغ نمى كنند، آيا دست زدن به مباهله و ... در چنين موقعيتى، موجب اتحاد ميان امت اسلامى است و يا سر آغاز اختلاف جديد و تحريك عواطف و تعصبات مذهبى است. و با همه اين حال اگر مناظره و گفتگوى دوستانه نتيجه نبخشيد، نوبت به مباهله خواهد رسيد. 8 ـ در پايان تكرار مى كنم كه اينجانب آمادگى كامل دارم كه با جناب مولوى عبد الحميد در رابطه با سخنان ايشان در خطبه هاى نماز جمعه و جلسه ختم قرآن بدون هيچ پيش شرطى در هر كجا و در هر زمان مناظره و گفتگوى دوستانه و صميمى داشته باشم و نتيجه آن در اختيار همگان قرار گيرد و هر يك از سايتهاى خبرى و روزنامه ها و شبكه هاى داخلى و جهانى صلاح ديدند منعكس نمايند. طبق آيه شريفه (كُلُّ نَفْس بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ). المدثر: 74/38، كه هر كس مسئول پاسخگويى كارهاى خويش است و مطابق آيه شريفه ديگر (وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى). الانعام: 6/164 هيچ كس مسئول عملكرد ديگران نيست. اميدوارم كه جناب مولوى عبد الحميد، خود بزرگ بينى را كنار گذاشته و به اين گفتگوى دوستانه پاسخ مثبت دهند و بدانند كه احترام ايشان از طرف اين جانب كاملا محفوظ است و بر اين باور هستم كه ايشان نيز احترام طرف مقابل را حفظ خواهند نمود، زيرا بر اين عقيده هستيم كه اهانت و جسارت به مقدسات اهل سنت و يا شيعه خيانت به اسلام و گناه نابخشودنى است. بديهى است كه در صورت بروز هر گونه تندى از ناحيه ايشان، از طرف اينجانب جز مهربانى و تمناى سلامتى، پاسخى نخواهند شنيد. وَالسَّلاَمُ عَلَى مَنْ اتَّبَعَ الْهُدَى. سایت حضرت ولی عصر(عج) نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | درخواست جناب ابوبكر از امت
موضوع: پاسخ به سوالات دینی و مسائل اعتقادی
چهارشنبه دوم آبان 1386 14:54 از ابن ابی قحافه (ابوبکر) براتون نقل می کنم :
از ایشون به نقل کتب تاریخی شنیده شده که مکرر می گفت : قَوٌمونی قَوٌمونی فَاِنٌ لی شَیطانی یَعتَرینی ترجمه : مرا به راست ببرید مرا به راه راست ببرید چرا که شیطانی بر من مسلط است که بر من عارض می شود (و مرا گمراه میکند) منبع از کتب اهل سنت : ۱- تاریخ طبری ۳/۲۱۰ و ۲۱۱ ۲- الامامه و السیاسه ـ ۱/۱۶ ۳- مجمع الزوائد ـ ۵/۱۸۲ ۴- تاریخ ابن کثیر ـ۶/۳۰۷ به نقل از دوستان عزیزم در http://rakeoon.blogfa.com/ نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | قابل توجه دوستان اهل سنت ( به دور از تعصب بنگرید و قضاوت کنید)
موضوع: درباره غدیر
سه شنبه یکم آبان 1386 16:41 منابع و اسناد واقعه غدیر یا بخش هایی از آن در کتب اهل سنت
نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | چرا حضرت رسول به صورت کتبی نوشته ای به علی(ع) ندادند تا بعد از ایشان به امامت ایشان گواهی دهد؟
موضوع: پاسخ به سوالات دینی و مسائل اعتقادی
سه شنبه یکم آبان 1386 16:23 دوران پیامبر گرامی اسلام دوران عجیبی بود و منافقان بسیار. در پاسخ به سؤال شما باید بگوییم: 1- اعلان رسمی کم تر از نوشته نیست. آن هم اعلانی که در آن(غدیر) بیش از 120000 نفر حضور داشته و آن را مکتوب کنند. 2- در صورت مکتوب شدن، از بین بردن آن برای مخالفین کاری نداشت. همانطور که: · در ماجرای فدک نیز ابوبکر سند رسمی ای که حضرت زهرا(سلام الله علیها) از پیامبر داشتند را پاره کرد و فدک را غصب کرد. · حدود یک قرن منع حدیث بود و تمامی احادیث مکتوب سوزانده شد. · در هنگامی که قرآن ها برای تهیه بهترین نسخه جمع آوری شدند، قرآنی که امیرالمؤمنین(علیه السلام) به امر پیامبر جمع آوری کرده بودند را نپذیرفتند. 3- کتاب های تاریخی(سنی و شیعه) امامت حضرت علی(علیه السلام) را تأیید کرده اند و این خود یک سند است. 4- با این حال پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) در زمان شهادت خود، هنگامی که در بستر بیماری بودند فرمودند: «قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی بنویسم تا بعد از من اختلاف نکنید.» اما عمر گفت: «او تب دارد و هزیان می گوید.» و مانع آوردن کاغذ شد. 5- در آخر باید بگوییم که ماجرای غدیر آنقدر واضح بود که نیاز به اثبات آن نیست و در آن زمان مردمان نه به خاطر تردید در این امر، بلکه به خاطر کینه و حسادتی که نسبت به حضرت داشتند و یا ترس از حکومت وقت از زیر آن سر باز زدند. 6- با این حال بجهت اینکه نشان داده شود که ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام) از طرف خداوند است، لوحی آسمانی از جانب خداوند برای پیامبر آمد که در آن، ولایت امیرالمؤمنین و یازده امام دیگر پس از ایشان به صراحت بیان شده بود. «جابر» این لوح را در زمانی که به دست حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسیده بود، مشاهده کرد و از روی آن نسخه برداری کرد که متن آن هم اکنون موجود می باشد. خود لوح نیز در دست حضرت صاحب الزمان(علیه السلام) می باشد. این حدیث، به نام حدیث لوح مشهور بوده و در کتاب اصول کافی موجود می باشد. در ضمن می توانید برای کسب اطّلاعات بیشتر به کتاب های «الغدیر» و «شبهای پیشاور» مراجعه کنید. نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | چرا امیر المومنین نام سه تن از پسران خود را ابوبکر، عمر و عثمان نامید؟
موضوع: پاسخ به سوالات دینی و مسائل اعتقادی
سه شنبه یکم آبان 1386 16:22 در مورد عمر فرزند علی(علیه السّلام) که همنام عمر بن خطاب بود: این نامگذاری توسّط خود عمر بن خطاب انجام شد. چنانچه در مورد افراد دیگری هم این واقعه صورت گرفته بود. و این در زمانی بود که عمر بن خطاب حتّی نام افرادی را که همنام پیامبران بودند، تغییر می داد. مخالفت با دخالت های عمر در تغییر نام افراد نیز به مصلحت نبود؛ چراکه هر گونه مخالفتی از سوی عمر با تندی و خشونت پاسخ داده می شد و ارزش و ثمر مثبتی هم برای اسلام نداشت. درمورد ابوبکر فرزند علی(علیه السّلام) که همنام خلیفه اول ابوبکر، عبدالله بن عثمان بود، باید بدانید که اولاً: ابوبکر کنیه است و اسم نیست. ثانیاً: در میان عرب مرسوم است که هر اسمی ، کنیه خاصی دارد. مثلا اسم علی با کنیه ی ابوالحسن همراه است. این همراهی گاهی وابسته به نام فرزند بزرگتر است وگاهی مربوط به دخالت های دیگران است و گاهی هم تابع شهرت و عرف جامعه است. از آنجاکه ظاهراً اسم اصلی فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام، عبدالله همنام خلیفه اول بود، مطابق همان رسم، او کنیه ی ابوبکر به خود گرفت و حضرت علی(علیه السّلام) هم بخاطر احترام و علاقه شدید اطرافیان نسبت به خلفای قبلی و شرایط روزگار خود، ضرورتی ندیدند تا با این کنیه گذاری که از سوی دیگران انجام شده بود، مخالفت کنند و آن را تغییر دهند. در مورد عثمان بن علی(علیه السّلام) که همنام عثمان بن عفان بود: نامگذاری این فرزند به نام عثمان به گفته خود حضرت علی(علیه السّلام) بخاطر عثمان بن مظعون بوده است. برای توضیحات بیشتر می توانید به کتاب «معمّای نام» نوشته «علی لباف» از انتشارات منیر، مراجعه کنید. منبع : www.missagh.org نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | آیا پیامبر و امامان بزرگوار (علیهم السلام) به همین صورت که ما نمازمی خوانیم نماز می خواندند؟
موضوع: پاسخ به سوالات دینی و مسائل اعتقادی
سه شنبه یکم آبان 1386 16:18 پاسخ خود را ابتدا می کنیم به ذکر فرازی از خطبه غدیر رسول خدا صلی الله علیه وآله. ایشان فرموده اند: «هان ای مردمان! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد همان سان كه خداوند عزّوجل امر فرموده است. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهي كرديد يا مسائل را از ياد برديد، علي صاحب اختيار و تبيين كننده برای شماست. خداوند عزّوجل او را پس از من امانتدار خويش در ميان آفريدگانش نهاده. همانا او از من و من از اويم. و او و فرزندان من از جانشينان او، پرسش هاي شما را پاسخ می دهند و آن چه را نمي دانيد به شما مي آموزند. بدانید! حلال و حرام بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم و در اينجا يكباره به حلال فرمان دهم و از حرام بازدارم. از اين روي مأمورم از شما بيعت بگيرم... دربارۀ علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او... . و اين امامت به وراثت پايدار است و فرجام امامان، مهدي است.» متأسفانه با این همه سفارش اکید، می بینیم پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله در اوایل دوران خلافت، از سوی حاکمان وقت، نقل حدیث پیامبر ممنوع می شود و از سوی دیگر، فتوحات زیاد و بی رویه دراین فضای مسموم باعث می شود مسلمانان زیادی پیدا شوند که از سنت نبوی بی خبر بمانند و حتی پس از مدتها از پیشرفت اسلام، احکام اولیه خودرا ندانند. آیات قرآن، با تفاسیر مورد دلخواه خلفای جور برای مردم بیان می شود. این منع حدیث حدود یک قرن ادامه می یابد و شکاف میان توده مردم و احادیث پیامبر عمیق تر می گردد. پس از آن بازار نقل احادیث جعلی رونق می گیرد. بدین سان دامنه ی بی خبری مردم از سنت نبوی بیشتر می شود. در این مدت، امامان بزرگوار ما علیهم السلام که حاملان علوم و معارف پیامبرند، مهمترین وظیفه خود را احیای سنت نبوی می دانند. طبیعتاً مسلمانانی که با ایشان مرتبط می شوند(شیعیان) مسائل دینی خود را بی کم و کاست از ایشان می آموزند که آموختند. این آموزه ها به تدریج مکتوب شد و جوامع حدیثی شیعی مانند کتب اربعه با زحمت فراوان علما و محدثین شکل گرفت. مسلماً این جوامع حدیثی برای ما که فاصله زیادی با صدر اسلام داریم، نسبت به جوامع حدیثی پیروان مکتب خلفا (به اصطلاح، اهل سنت) بسیار پاکیزه و قابل اعتماد است . چرا که آنان از نعمت وجود امامانی معصوم و مرتبط با وحی محروم بوده و هستند و از سوی دیگر با خلأ یک قرن منع نقل حدیث و پس از آن هم بازار جعل حدیث مواجهند. از این رو سنّت مکتوب آنان دستخوش تغییر و تبدیل و تحریف قرار گرفت و با چالش فراوانی روبرو گردید بطوری که پشتوانه علمی و فقهی پاک و استواری پیدا نکرد. لذا قابل اتکاء و اطمینان آور برای ما نیست. به همین دلیل هم شیوه نماز خواندن آنها برای ما ملاک نیست، هر چند تعدادشان بیش از ماست. امّا فقهای شیعه باتکیه بر همان جوامع حدیثی پاکیزه و با تمسّک به آموزه های اهل بیت علیهم السلام به سنت نبوی دسترسی پیدا می کنند و در دورانی که ما به امامان علیهم السلام دسترسی مستقیم نداریم، محل رجوع ما می شوند. آنها تلاش میکنند احکام دین را بفهمند و در اختیار ما قرار دهند. بدین ترتیب می توان گفت که سنت پیامبر در امر نماز به همین صورتی است که میان فقا و محدثین شیعه رایج است. اختلافاتی هم که در برخی مسائل فقهی می بینیم ناشی از اختلاف مبانی استنباط است، نه جوامع حدیثی متفاوت. نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | بیا بیا
موعودا! ديرهنگامى است كه چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شرارههاى اشتياقت، سوختهايم . باغ آرزوها به شوق بهار روى تو خزان ها را مىشمارد و چكامههاى خونين شقايق را مىنگارد؛ نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند؛ عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت سر ز حجله عيش برنيارند؛ اى دستت دست كردگار! معراج نشينى بگذار از پرده غيبت به درآى و رخسار محمدى بنماي؛ كه خيل منتظران در فرودست وعيدهاى دنيايى، چشم بر بلنداى وعده ديدار تو دارند. اى گوشوار عرش الهى! آرمان انتظار را به كوله بار صبر و يقين، بر دوش مىكشيم و به ترنم آواى ظهور سرخوشيم. هر صبح و مساء، ياد طلوع تو را در سينه مىپرورانيم و پرتو چهره تو را در ديده نقش مىزنيم. اى اميد بى پناهان، بيا ... بيا . از ثرى تا به ثريا، دل هاى بى قراران ، شيداى يك نگاهت . از سوى تا ماسوى جان هاى بى پناهان، نثار قدم هايت . بيا و روزه داران غيبت را به افطار فرج بنشان و قضاى عهد انتظار را دستى برافشان. نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|