بهار جانها بیا بیا



![]() |
|
|
از سوي دکتر حسيني قزويني مولوي عبدالحميد دعوت به مناظره شد
موضوع: خبرهای جهان اسلام
دوشنبه سی ام مهر 1386 10:37 در پي انتشار خبر اعتراض شديد مولوي عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سيما، دکتر سيد محمد حسيني قزويني آمادگي خود را جهت مناظره با ايشان بدون هيچ پيش شرطي اعلام کرد
در پي انتشار خبر اعتراض شديد مولوي عبدالحميد، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سيما، دکتر سيد محمد حسيني قزويني آمادگي خود را جهت مناظره با ايشان بدون هيچ پيش شرطي اعلام کرد. به گزارش شيعه نيوز، پيرو درج خبر اعتراض شديد امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سيما، دکتر حسيني قزويني، عضو هيأت علمي و رئيس بخش حديث دانشگاه بين المللي آل البيت عليهم السلام، استاد حوزه علميه قم در سطوح عالي و مسئول مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر(عج) در اطلاعيه اي آمادگي خود را براي مناظره با امام جمعه زاهدان اعلام کرد.
مولوي عبدالحميد پيشتر گفته بود: «شبکه سوم سيما با فردي مصاحبه اي انجام داده است که ادعا کرده قبلا سني بوده و در حال حاضر شيعه شده است. اين فرد ادعا کرده که قبلا نسبت به حضرت علي کينه و بغض و عداوت داشته و در حال حاضر خود را بر بالاي مناره اي مرتفع و ديگران را در زير مي بيند. اين شخص الفاظ نامناسب ديگري را نيز بر زبان رانده است. در ادامه خبرنگار اين برنامه خطاب به اين شخص مي گويد: شما قبلا دشمن ما بوديد و حالا دوست ما هستيد. اين شخص هيچ گاه سني نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشيع يمني بوده است. پخش اينگونه برنامه هاي ساختگي و جعلي از سوي برخي از فيلمسازان که افراد شايسته اي نيستند، در کانال هاي ملي که مختص فرقه و مذهبي خاص نيست، بلکه مال تمام مردم اين کشور است، چه سني باشند و يا شيعه، آن هم در مملکتي که در اين سال از سوي رهبر انقلاب به عنوان سال اتحاد و انسجام اسلامي عنوان شده است و مجمع تقريب مذاهب به هدف وحدت و انسجام فرق اسلامي در آن قرار دارد، بسيار ناپسند و نابجا است. بعد از پخش اين برنامه مردم از سراسر ايران با ما تماس گرفتند وانزجار و اعتراض خود را نسبت به اين برنامه ابراز داشتند؛ بنابراين ما از مسئولين امر تقاضا داريم اين مسئله را پيگيري کرده و جلوي چنين افرادي را که باعث خدشه دار شدن وحدت ما مي شوند، بگيرند و با آنان برخورد کنند. نبايد به هر بچه ناداني اجازه داده شود تا اعتقادات يک ملت را بازيچه خود قرار دهد و باعث جريحه دارشدن قلب هاي آنان گردد.» متن اطلاعيه دکتر حسيني قزويني بدين شرح است: باسمه تعالي 1. دکتر عصام هيچگاه سني نبوده بلکه من شنيده ام اين فرد از برادران تشيع يمني بوده است. و همچنين در شب 27 ماه مبارک رمضان در جلسه ختم قرآن فرموده اند: 4. چرا که فقط تيجاني که فردي مجهول الحال است و به قول خودش خواب ديده است، مذهبش را تغيير داده. با توجه به سخنان ياد شده که به نظر ما خلاف واقع و مخالف با وحدت مي باشد، اينجانب آمادگي خود را بدون هيچ پيش شرطي براي مناظره و گفتگوي دوستانه با جناب مولوي عبدالحميد اعلام مي دارم. دکتر سيد محمد حسيني قزويني نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | خطبه شقشقيه معروف به خطبه شقشقيه آگاه باشيد . به خدا سوگند که « فلان » خلافت را چون جامهاى بر تن کرد و نيک مىدانست که پايگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسياب . سيلها از من فرو مىريزد و پرنده را ياراى پرواز به قله رفيع من نيست . پس ميان خود و خلافت پردهاى آويختم و از آن چشم پوشيدم و به ديگر سو گشتم و رخ برتافتم . در انديشه شدم که با دست شکسته بتازم يا بر آن فضاى ظلمانى شکيبايى ورزم ، فضايى که بزرگسالان در آن سالخورده شوند و خردسالان به پيرى رسند و مؤمن ، همچنان رنج کشد تا به لقاى پروردگارش نايل آيد . ديدم ، که شکيبايى در آن حالت خردمندانهتر است و من طريق شکيبايى گزيدم ، در حالى که ، همانند کسى بودم که خاشاک به چشمش رفته ،و استخوان در گلويش مانده باشد . مىديدم ، که ميراث من به غارت مىرود . تا آن « نخستين » به سراى ديگر شتافت و مسند خلافت را به ديگرى واگذاشت . شتان ما يومى على کورها و يوم حيان اخى جابر ( 1 ) « چه فرق بزرگى است ميان زندگى من بر پشت اين شتر و زندگى حيان برادر جابر » .[ 47 ] اى شگفتا . در آن روزها که زمام کار به دست گرفته بود همواره مىخواست که مردم معافش دارند ولى در سراشيب عمر ، عقد آن عروس را بعد از خود به ديگرى بست . بنگريد که چسان دو پستانش را ، آن دو ، ميان خود تقسيم کردند و شيرش را دوشيدند . پس خلافت را به عرصهاى خشن و درشتناک افکند ، عرصهاى که درشتىاش پاى را مجروح مىکرد و ناهموارىاش رونده را به رنج مىافکند . لغزيدن و به سر درآمدن و پوزش خواستن فراوان شد . صاحب آن مقام ، چونان مردى بود سوار بر اشترى سرکش که هرگاه مهارش را مىکشيد ، بينىاش مجروح مىشد و اگر مهارش را سست مىکرد ، سوار خود را هلاک مىساخت . به خدا سوگند ، که در آن روزها مردم ، هم گرفتار خطا بودند و هم سرکشى . هم دستخوش بىثباتى بودند و هم اعراض از حق . و من بر اين زمان دراز در گرداب محنت ، شکيبايى مىورزيدم تا او نيز به جهان ديگر شتافت و امر خلافت را در ميان جماعتى قرار داد که مرا هم يکى از آن قبيل مىپنداشت . بار خدايا ، در اين شورا از تو مدد مىجويم . چسان در منزلت و مرتبت من نسبت به خليفه نخستين ترديد روا داشتند ، که اينک با چنين مردمى همسنگ و همطرازم شمارند . هرگاه چون پرندگان روى در نشيب مىنهادند يا بال زده فرا مىپريدند ، من راه مخالفت نمىپيمودم و با آنان همراهى مىنمودم . پس ، يکى از ايشان کينه ديرينهاى را که با من داشت فراياد آورد و آن ديگر نيز از من روى بتافت که به داماد خود گرايش يافت . و کارهاى ديگر کردند که من از گفتنشان کراهت دارم . آنگاه « سومى » برخاست ، در حالى که از پرخوارگى باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستورى که همّى جز خوردن در اصطبل نداشت . خويشاوندان پدريش با او همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و ميل فراوان خوردند که اشتران ، گياه بهارى را . تا سرانجام ،آنچه را تابيده بود باز شد و کردارش قتلش را در پى داشت . و شکمبارگيش به سر درآوردش . بناگاه ، ديدم که انبوه مردم روى به من نهادهاند ، انبوه چون يالهاى کفتاران . گرد مرا از هر طرف گرفتند ، چنان که نزديک بود استخوانهاى بازو و پهلويم را زير پاى فرو کوبند و رداى من از دو سو بر دريد . چون رمه گوسفندان مرا در بر گرفتند . اما ،هنگامى که ، زمام کار را به دست گرفتم جماعتى از ايشان عهد خود شکستند و گروهى از دين بيرون شدند و قومى همدست ستمکاران گرديدند . گويى ، سخن خداى سبحان را نشنيده بودند که مىگويد : « سراى آخرت از آن کسانى است که در زمين نه[ 49 ]برترى مىجويند و نه فساد مىکنند و سرانجام نيکو از آن پرهيزگاران است » ( 1 ) . آرى ، به خدا سوگند که شنيده بودند و دريافته بودند ، ولى دنيا در نظرشان آراسته جلوه مىکرد و زر و زيورهاى آن فريبشان داده بود . بدانيد . سوگند به کسى که دانه را شکافته و جانداران را آفريده ، که اگر انبوه آن جماعت نمىبود ، يا گرد آمدن ياران حجت را بر من تمام نمىکرد و خدا از عالمان پيمان نگرفته بود که در برابر شکمبارگى ستمکاران و گرسنگى ستمکشان خاموشى نگزينند ، افسارش را بر گردنش مىافکندم و رهايش مىکردم و در پايان با آن همان مىکردم که در آغاز کرده بودم . و مىديديد که دنياى شما در نزد من از عطسه ماده بزى هم کم ارجتر است . چون سخنش به اينجا رسيد ، مردى از مردم « سواد » عراق برخاست و نامهاى به او داد . على ( ع ) در آن نامه نگريست . چون از خواندن فراغت يافت ، ابن عباس گفت : يا امير المؤمنين چه شود اگر گفتار خود را از آنجا که رسيده بودى پى مىگرفتى . فرمود : هيهات ابن عباس ، اشتر خشمگين را آن پاره گوشت از دهان جوشيدن گرفت و سپس ، به جاى خود بازگشت . ( 2 ) ابن عباس گويد ، که هرگز بر سخنى دريغى چنين نخورده بودم که بر اين سخن که امير المؤمنين نتوانست در سخن خود به آنجا رسد که آهنگ آن کرده بود . معنى سخن امام که مىفرمايد : « کراکب الصعبة إن اشنق لها خرم و ان اسلس لها تقحّم » اين است ، که اگر سوار ، مهار شتر را بکشد و اشتر سر بر تابد بينىاش پاره شود و اگر با وجود سرکشى مهارش را سست کند ، سرپيچى کند و سوارش نتواند که در ضبطش آورد . مىگويند :« اشنق الناقة » زمانى که سرش را که در مهار است بکشد و بالا گيرد . « شنقها » نيز به همين معنى است و ابن سکيت صاحب اصلاح المنطق چنين گويد . و گفت « اشنق لها » و نگفت :« اشنقها » تا در برابر جمله « اسلس لها » قرار گيرد گويى ، امام ( عليه السلام ) مىفرمايد :اگر سر را بالا نگه دارد او را به همان حال وامىگذارد . و در حديث آمده است که رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) سوار بر ناقه خود براى مردم سخن مىگفت و مهار ناقه را باز[ 51 ]کشيده بود ( شنق لها ) و ناقه نشخوار مىکرد . [ از اين حديث معلوم مىشود که شنق و اشنق به يک معنى است ] . و شعر عدى بن زيد عبادى هم که مىگويد :ساءها ما بنا تبيّن في الأيدي و إشناقها إلى الأعناق شاهدى است که اشنق به معنى شنق است . معنى بيت ( از فيض ) : شترهاى سرکشى که زمامشان در دست ما نبوده رام نيستند ، بد شترهايى هستند. نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت | خبر
موضوع: خبرهای جهان اسلام
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 9:43 دکتر عصام العماد که از وهابیت به مذهب تشیع روی آورده است گفت: برخی از مسلمانان هنوز به درک درستی از شیعه دست نیافتهاند؛ زیرا مذهب امیرالمومنین(ع) حق است. دکتر عصام العماد که از وهابیت به مذهب تشیع روی آورده است گفت: برخی از مسلمانان هنوز به درک درستی از شیعه دست نیافتهاند؛ زیرا مذهب امیرالمومنین(ع) حق است. به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری فارس، عصام یحیی عماد پنجشنبه شب در مراسم شکرگذاری بندگی در نمازخانه صداوسیمای مرکز قم با اشاره به مسئله شیعه شناسی در کشورهای غربی گفت: در دانشگاههای دیگر کشورها کتب شیعه به صورت بسیار محدود ارائه میشود و مسئولان دانشگاهها اجازه مطالعه بیش از اندازه درباره این کتب را به محققان نمیدهند. وی افزود: اگر کتب شیعه در میان دانشجویان مسلمان ترویج پیدا کند آنها نیز به این مذهب گرایش پیدا کرده و شیعه خواهند شد. یحیی عماد ادامه داد: اگر کسی کتب شیعه را مطالعه کند و به این مذهب گرایش پیدا نکند به یقین جاهل بوده و شخصیت حضرت علی (ع) را درک نمیکند. این وهابی شیعه شده درباره دلیل گرایشش به مذهب تشیع گفت: اصلیترین دلیل من شناخت جایگاه و منزلت امیرالمومنین(ع) بود و با مطالعه کتب فراوان مذهب حق را پیدا کردم. وی با بیان اینکه برخی مسلمانان دیگر کشورها هنوز از واقعیتهای اسلام و تشیع درک درستی ندارند، افزود: باید این مسلمانان را با مذهب تشیع آشنا کرد و با تقویت علوم اسلامی و تشیع در میان آنها از انحراف این گروه جلوگیری کنیم. عصام یحیی عماد نقش رسانهها را نیز در این زمینه موثر دانست و ادامه داد: رسانهها نیز باید تلاش کرده و از انحراف مسلمانان جلوگیری کنند. وی در ادامه به ایجاد تفرقه افکنیهای استکبار در میان مسلمانان اشاره کرد و گفت: دشمنان در تلاشند تا به هر نحوی که میتوانند در میان مسلمانان تفرقه افکنی کرده و بر آنها مسلط شوند. عصام یحیی عماد افزود: آنها همچنین با تخریب شخصیتهای شیعی در تلاشند میان مسلمانان و شیعیان نیز تفرقه ایجاد کنند. وی بر برگزاری جلسات میان گروههای مسلمان تاکید کرد و گفت: با برگزاری نشست ها، سمینارها و کنفرانسها اتحاد میان مسلمانان بیشتر از گذشته میشود که در نهایت جلوی عملی شدن نقشههای دشمن را میگیرد. نوشته شده توسط محمد علی | لینک ثابت |
آخرین مطالب:
|